لیست مقالات عمومی

دیدجریدو ...

دسته بندی : سازشناسی

تاریخ ثبت : 1398/07/26

متن مقاله : دیدجریدو | تاریخ ثبت : 1398/07/26

دیدجریدو یا Didgeridoo  ساز استرالیایی است که نزدیک به 1500 سال پیش ساخته شده است که هم در استرالیا و هم در سایر نقاط جهان استفاده میشود.

 

این ساز معمولا شبیه سیلندر یا قیف است و طول این ساز از 1 تا 3 متر متغییر میباشد اما اکثرا حدود 1.2 متر می باشد ،توجه داشته باشید که هر چه طول این ساز بیشتر باشد صدای بم تری تولید خواهد کرد البته گشادی سیلندر نیز بر زیرایی صدا تاثیر دارد.

 

 

آموزشگاه موسیقی سپاهان سینا

آموزشگاه موسیقی

آموزشگاه موسیقی اصفهان

سپاهان سینا


خروج

پن فلوت (Pan Flute) ...

دسته بندی : سازشناسی

تاریخ ثبت : 1398/07/26

متن مقاله : پن فلوت (Pan Flute) | تاریخ ثبت : 1398/07/26

این ساز از چندین لوله چوبی (معمولا 22 عدد) ته بسته تشکیل شده است که به بوسیله دمیدن در آن نواخته می شود. لوله ها معمولا از جنس بامبو و یا نی هستند ،در ساخت این ساز از مواد دیگری مانند چوب ،فلز ،پلاستیک و یا عاج نیز استفاده می شود.

لوله های این ساز به صورت ته بسته هستند و این ویژگی باعث می شود صدایی که از هر لوله تولید می شود یک اکتاو بم تر از لوله ای باشد که ته باز است (در صورتی که طول و قطر هر دو لوله دقیقا هم اندازه باشند).

در مدل های آمریکای جنوبی این ساز را با انداختن دانه های ذرت خشک یا سنگ ریزه در انتهای هر لوله کوک می کنند ولی سازندگان معاصر مدل رومانیائی (شکل منحنی) از موم برای کوک کردن این ساز استفاده می کنند.

 

انواع پن فلوت:

 

متاسفانه برای این ساز استاندارد مشخصی وجود ندارد و انواع مختلف زیادی از نظر شکل ، جنس ، گستره ساز و نیز کوک های متفاوت وجود دارد ولی در اروپا مدل اورپای شرقی (منحی - تک ردیف - ته بسته) آن بیشترازهمه استفاده می شود و معمولا در گام G ماژور است و گستره صدایی آن از G1 تا G4 است ،البته مدلی دیگر نیز در موسیقی کلاسیک پر کاربرد است و آن در C ماژوراست.

در عکس زیر شما یک پن فلوت C را می توانید مشاهده کنید ، فواصل کروماتیک با بمل کردن نت اصلی حاصل می شوند.
توجه داشته باشید که پن فلوت اصولا یک ساز دیاتونیک است ولی قابلیت اجرای فواصل کروماتیک را نیز داراست.نواختن نتهای کروماتیک در این ساز به چند روش قابل اجراست ،مثلا با تغییر زاویه دمیدن به وسیله کج کردن ساز و یا با فشار دادن بیشتر ساز به لب بالایی که این کار باعث تغییر اندازه دهنه لوله میشود و یا با کم کردن سرعت دمیدن هوا و یا با پوشاندن دهنه لوله با انگشت ،که البته تمامی این تکنیک ها بسته به قطعه و تصمیم نوازنده دارد

 

 

آموزشگاه موسیقی سپاهان سینا

آموزشگاه موسیقی

آموزشگاه موسیقی اصفهان

سپاهان سینا


خروج

بانجو ...

دسته بندی : سازشناسی

تاریخ ثبت : 1398/07/04

متن مقاله : بانجو | تاریخ ثبت : 1398/07/04

بانجو شش سیم یا بانجیتار Banjitar سازی با بدنه و جنس صدای بانجو ولی ساختار دسته و تعداد سیم های مشابه ساز گیتار می باشد که به لطف نوازندگان پاپ و کانتری آمریکایی در سال های اخیر بسیار بیشتر مورد توجه قرار گرفت است. همین امر موجب شده است تا بسیاری از نوازندگان علاقمند به صدای ساز بانجو که آشنایی با ساز گیتار هم دارند و یا اصطلاحا با کوک استاندار گیتار آشنا هستند این ساز رو هم بنوازند.

در بانجیتار یا همان بانجوی شش سیم، جنس صدای ساز بدلیل وجود پوسته و کاسه ی تشدید کننده صدا در پشت ( Resonator )  مشابه ساز بانجو هست ولی سایز دسته، فرت ها و تعدا سیم ها مشابه ساز گیتار هست که این ساختار کمک بسیار خوبی به علاقمندان ونوازندگان گیتار می کند

اگر علاقمند به نواختن به سبک بلوگرس هستید ( با تکنیک خاص آرپژ ) پیشنهاد میکنم تا بانجوی شش سیم رو کوک سل ماژور یا اوپن جی open G کنید تا بیشتر به این سبک نوازندگی نزدیک بشید.

در آخر هم پیشنهادم به علاقمندان برای تهیه و خرید ساز بانجو در ایران اینکه اگر نوازنده گیتار هستید و کاملا آشنا به آکورد ها و گام های گیتار، پیشنهاد میکنم بانجو شش سیم رو در ابتدا تهیه کنید تا در بازه زمانی کوتاه تری  این ساز رو تست کنید و لذت نواختن با جنس صدای بانجو رو تجربه کنید.هنرجویان زیادی در ابتدا علاقه به بانجوی پنج سیم داشتند که به مرور زمان و به خاطر کوک متفاوت بانجو پنج سیم و تعداد سیم ها با گیتار از نواختن این ساز منصرف شدن و چه حیف.

 


خروج

بالالایکا ...

دسته بندی : سازشناسی

تاریخ ثبت : 1398/07/04

متن مقاله : بالالایکا | تاریخ ثبت : 1398/07/04

بالالایکا سازی زهی و بسیار خوش صدا   از کشور روسیه است.این ساز  شکل و شمایل خاص و طراحی منحصر به فردی دارد.بالالایکا با طراحی مثلثی شکل و توخالی و دارای سه سیم است. دو رشته معمولا به همان صورت پیشفرض تنظیم شده و رشته سوم و چهارم مقداری بالا تر. به عبارت دیگر سیم سوم یک نیم پرده و سیم دوم دو نیم پرده بالا تر از سیم اول و دوم است.

این ساز با کوک بالا در آکورد ها استفاده می شود.بالالایکا به طور کلی پایداری کمی دارد و نیاز به کوک مجدد در آن به سرعت اتفاق می افتد.استفاده این ساز در کشور روسیه بیشتر برای رقص های محلی و مراسم است.

 


خروج

باغلاما ...

دسته بندی : سازشناسی

تاریخ ثبت : 1398/07/04

متن مقاله : باغلاما | تاریخ ثبت : 1398/07/04

آشنایی با ساز باغلاما
ساز باغلاما سازی ست زهی که با مضراب پلاستیکی یا سرانگشتان دست (شلپه – شرپه) نواخته می‌شود. باغلاما در آناتولی، شمال عراق و آذربایجان رایج است. ساز باغلاما هفت سیم دارد که به سه گروه سه‌سیم، دوسیم و دوسیم تقسیم می‌شود. نوع دیگر ساز باغلاما با دسته بلندتر در ایران با نام دیوان شناخته می‌شود.

 

خانواده باغلاما
باغلاما در انواع و اندازه های مختلف (مطابق با هدف مورد نظر) نواخته می شود.


انواع باغلاما :
-جورا (Cura)
-تانبورا (Tanbura)
-باغلاما دسته کوتاه (Çöğür,Kısa Sap Bağlama)
-باغلاما دسته بلند (ِUzun Sap Bağlama)
-ساز دیوان (Divan Sazı)
-ساز میدان (Meydan Sazı)

 

کوک های باغلاما
-کوک بوزوک یا کارا (Sol, Re, La)
-کوک باغلاما (La, Sol, Re)
-کوک مستزاد (Fa, Re, La)
-کوک میسکت (Fa#, Re, La)

 

مشاهیر ساز باغلاما
اورهان گنجه بای، احمد کوچ، مراد کایا، چتین آکدنیز، اردال ارزینجان، دسکو هرکی ، نشئت ارتاش، حسرت گؤل‌تکین، ارول پارلاک، عارف ساغ، کارل ساندرز، ارکان اوغور، عثمان آکیول و از نوازندگان چیره‌دست باغلاما هستند. احمد کوچ آهنگ‌های معروف جهان را برای این ساز تنظیم کرده و می‌نوازد.

 


خروج

مزایای یادگیری موسیق ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1398/06/28

متن مقاله : مزایای یادگیری موسیقی در سنین بالا | تاریخ ثبت : 1398/06/28

یادگیری موسیقی در سن بالا مزایای بسیار زیاد و گسترده ای دارد که می تواند کیفیت زندگی شما را تغییر دهد. فارغ از اینکه موسیقی یک تفریح سالم در جهت کاهش استرس می باشد و موجب بهبود سلامتی شما می شود، عملکرد شناختی شما را نیز بهبود می بخشد. با وجود اینکه آموزش موسیقی در زمان کودکی آسانتر است اما هیچ گاه برای آموزش موسیقی دیر نیست. اگر هنرجوی بزرگسال موسیقی هستید؟ حتما ۸ مورد زیر را مطالعه کرده و انجام دهید.

در این مقاله سعی داریم چند نکته در راستای آمادگی برای شروع یادگیری موسیقی در سن بالا به شما ارائه بدهیم. ما در خصوص برتری ها و چالشهایی که شما به عنوان یک هنرجوی بزرگسال در مسیر یادگیری موسیقی با آن روبرو هستید صحبت خواهیم کرد.

برتری ها و چالش های یادگیری موسیقی در سن بالا

یادگیری موسیقی در سن بالا و دوران بزرگسالی دارای برتری های نسبت به یادگیری موسیقی در زمان جوانی یا نوجوانی است. شما می بایست از این برتری ها آگاهی داشته و در جهت یادگیری موثر بطور کامل بهره گیری کنیم.

برتری و مزیت اول: درک عمیق تر از موسیقی

از آنجایی که شما یک بزرگسال بالغ هستید، بطور تحلیلی و احساسی درک عمیق تری از موسیقی خواهید داشت. بزرگسالان به نسبت کودکان تمایل بیشتری به درک تئوری موسیقی دارند. پیشرفت آکورد و موتیف های متداول برای کودکان نا آشناست، در حالی که بزرگسالان به موزیک های متنوعی گوش دادند که باعث تشخیص ساده تر و درک آسانتر آنها می شود. بعلاوه، بزرگسالان میتوانند مرتبط با احساسات آهنگ های موسیقی آسانتر آنها را پیدا کنند.

بزرگسالان  بلوغ و کمال لازم و همچنین تجربیات مرتبط زندگی را دارند تا افکار و پیام هایی را که آهنگساز قصد رساندن آن را دارد را دریافت نمایند. در حالی که کودکان توانانی فنی شایسته ای را داشته باشند ولی ممکن است نتوانند عمق احساسی که در اساس آهنگی مانند ” Careless Whisper ” از جورج مایکل وجود دارد را درک کنند.

بطور مشابه، احساسات موسیقی کلاسیک برای بزرگسالان قابل درک تر است. به عنوان مثال، ممکن است بخشی از قطعهPrelude in E minor”  ساختع چوپین (Chopin) قابل انتقال به هنرجوهای جوانتر نباشد.

 

برتری و مزیت دوم: سریع پیش بردن آموزش موسیقی

بسیار متداول است که میگویند برای موفقیت و رسیدن به سطح کارشناسی در هر مهارتی نیاز به  ۱۰ هزار ساعت تمرین است.

بعلاوه، آموزش موسیقی به صبر، نظم و اشتیاق فراوان نیاز دارد. به عنوان هنرجوی بزرگسال علاوه بر اینکه برای تحصیل موسیقی هزینه می کنید بخاطر علاقه خودتان می خواهید آموزش ببینید و نه با اجبار از سوی والدینتان. با اشتیاق خودتان، شما می توانید ساده تر به تمرینات موسیقی خود متعهد بمانید و پیشرفت خود را توسعه دهید. کودکان خیلی کمتر از این نظم برخوردار هستند.

در کنار تمام خوبیهایی که ذکر شد این حقیقت وجود دارد که یادگیری موسیقی برای هنرجوی برگسال با چالش های منحصر به فردی همراه است که معمولا بچه ها با آن مواجه نیستند. ما می بایست با وجود چنین چالش های کار کنیم.

چالش اول- تعهدات

ما بعنوان یک بزرگسال مشغله های کاری داریم، شغل و حرفه ی خود را داریم، والدین پا به سن گذاشته و یا فرزندان کوچک داریم که باید از آنها مراقبت کنیم، دوستانی داریم که باید با آنها اوقاتی را سپری کنیم و همچنین کارهای روزمره برا انجام داریم و این لیست همواره رو به گسترش است. در حالی که ما ممکنه علاقه به تمرین داشته باشیم اما مسئولیت هایمان باعث شود فرصت تمرین و پایبندی به دروس منظم را نداشته باشیم.

چالش دوم – انتظارات بالا

گاها ما بطور غیر واقعی انتظارات بالایی از خود داریم. مثلا دوست داریم به خوبی موزیسین مورد علاقه مان و یا دوستان با استعداد خود در مدت کوتاهی بنوازیم. باید در نظر داشت که این موزیسین ها برای رسیدن به همچین سطح از نوازندگی قطعا سالهای زیادی را برای تمرین صرف کرده اند. برای جلوگیری از یاس و نا امیدی میبایست این درک را داشته باشیم که رسیدن به تسلط کافی برروی ساز و دستیابی به اهداف زمانبر است.

چالش سوم- محدودیت های فیزیکی

گاها بعضی از ما ممکنه بتوانیم ساعت ها برای تمرین هر روز وقت بگذاریم اما ممکنه در نهایت احساس درد داشته باشیم بخصوص در شروع مسیر یادگیری موسیقی. مانند گرفتن عضلات شانه و گردن بدلایلی چون بد نشتن در هنگام تمرین، می تواند مانع از ادامه تمرین شما گردد.

 

۸ مورد از نکاتی که هنرجوی بزرگسال میبایست انجام دهد

مزایا و چالش های ذکر شده در بالا در نظر داشته باشید، این نکات  به شما کمک می کند که بیشترین بهره را از آموزش های موسیقی خود ببرید.

۱- مشخص کنید که چه نوع موسیقی را دوست دارید

خیلی طبیعی است که ما دوست داریم موسیقی ای را بنوازیم که از شنیدن آن لذت می بریم. وب نوازان آموزش انواع سازهای ایرانی و کلاسیک را برای برگسالان که مشتاق یادگیری هستند را فراهم کرده ایم.

آموزشی موسیقی و سازی که به آن علاقمند هستیم ما را برای ادامه تمرینات مشتاق تر نگه می دارد. با آشنایی با سازهای مختلف و صدای آنها موسیقی مورد علاقه خود را پیدا کنید. گوش دادن به اجرای یک هنرمند یا آهنگساز میتواند بسیار مفید باشد. سپس حالا به این فکر کنید که کدام صدا و سبک رو دوست دارید تا یادبگیرید و بنوازید. یک راه خوب میتواند پیدا کردن یک آهنگ در اینترنت و یا دیدن یک موزیک ویدئو باشد.

شما همچنین مشخص کنید که دقیقا چه چیزی از موسیقی را دوست دارید؟ آیا به موسیقی کلاسیک و اجراهای ارکستر علاقمند هستید؟ آیا به ریتم های سازهای ضربی علاقمند هستید ؟و یا به موسیقی دستگاهی ایرانی؟

۲- ساز خود را با دقت انتخاب کنید

اگر متوجه شدید که الویت خاصی برای ژانرهای خاص موسیقی دارید، باید ابزار مناسب برای این نوع موسیقی را انتخاب کنید.

برخی از سازهای موسیقایی برای بعضی سبک ها مناسب تر از بقیه هستند. بعنوان مثال، اگر شما طرفدار سبک راک هستید ممکنه آموزش گیتار الکتریک یا درامز رو ترجیح بدید. اگر موسیقی کلاسیک دوست دارید، پیانو یا ویولن براتون جذاب خواهد بود و یا اگر به موسیقی سنتی ایرانی و ردیف علاقمند هستید سازهای چون تار و سه تار مناسب هستند. همینطور در موسیقی کلاسیک از گیتار الکتریک هم میتوان استفاده کرد. معمولا روی پیانو هنرجویان،  بیشتر مشتاق هستند تا ژانر موسیقی دلخواه خود را بنوازند.

شما باید سازی رو انتخاب کنید که مناسب سبک زندگیتان نیز باشد. به عنوان نمونه آیا شما فضای کافی برای پیانو در منزل خود دارید؟ اگر مرتبا جابجا می شوید بهتر است تا سازی انتخاب کنید که به راحتی قابل حمل باشد. مثلا ساز کلارینت گزینه مناسبی خواهد بود. اگر دیوار منزلتان به اندازه کافی ضخیم نیست و یا همسایگان بدخلق ای دارید استفاده از پیانو دیجیتال با قابلیت تنظیم سطح صدا برایتان مناسب تر خواهد بود.

 

۳- روشن فکر باشید

در حالی که شما سبک مورد علاقه از موسیقی را انتخاب کردید خیلی مهم است که در برخورد با انواع دیگر موسیقی نیز روشن فکر باشید. به عنوان مثال، اگر مشتاق پیانو به سبک پاپ هستید، گوش دادن و یادگیری موسیقی باروک صدمه ای به شما وارد نمی کند. شما با ایده های جدید و رشد آنها بیشتر از یادگیری موسیقی لذت خواهید برد. شما از شنیدن موسیقی پاپ و جاز شگفت زده خواهید شد و شاید آن را مناسب خود بدانید.

بعلاوه، تسلط پیدا کردن بر روی قطعات باروک می توتند مهارت های شما را نیز بهبود ببخشد. به عنوان مثال، تمرین کردن سه بخش از سمفونی باخ گوش شما را برای تشخیص ملودی ها تربیت می کند و مهارت انگشتان شما را برای نواختن چندین ملودی بطور همزمان را افزایش می دهد. گوش دادن به ردیف میرزاعبدلله می تواند حافظه شنیداری شما را با دستگاه ها و آوازهای ایرانی بیشتر آشنا کند.

 

۴- حواس پرتی را از بین ببرید

زمان تمرین مقدس ایت و باید به آن احترام گذاشت. در حین تمرین نباید عاملی باعث حواس پرتی شود. شما نباید زمانی که تمرین می کنید همزمان آشپزی کنید یا در مورد پروژه های کاری در فیس بوک بحث کنید و یا به تکالیف فرزندان خود رسیدگی کنید. وقتی در حال تمرین هستید باید تمام تمرکز خود را روی مهارت و درک موسیقی خود داشته باشید.

در واقع نیاز به درجه خوبی از نظم شخصی دارید. در نظر بگیرید که تایمری برای تمرین جلو روی شماست. اطمینان حاصل کنید که تا زمانی که زمان مطلوب به پایان نرسیده دست از تمرین دست برندارید. کار دیگری ک می توانید انجام دهید این است که محیط آرامی را برای تمرین خود انتخاب کنید. یک گوشه یا اتاق برای موسیقی، بدون هیچ گونه آزار دهنده ای در منزل خود داشته باشید. نباید هیچ کامپیوتر، گوشی موبایل یا کودک در حال گریه ای در محیط تمرین شما باشد.

خبر خوب این است که شما باید بتوانید به طور فعال اقداماتی را در جهت به حداقل رساندن حواس پرتی ها انجام دهید. از آنجایی که شما خواستید که آموزش موسیقی را داشته باشید پس این قضیه برای بهره وری از جلسات تمرینی شما تعیین کننده است. کودکان در این مورد حتما نیاز به هدایت و سرپرستی دارند، پس این نکته هم برتری شما بر کودکان در آموزش موسیقی است.

 

۵-برنامه ریزی کنید اما برای همین زمان منعطف باشید

اگر بخواهید تمرین رو در یک فرصت مناسب انجام دهید، احتمال بسیار زیاد به مقدار کمی تمرین بسنده خواهید کرد. شما با یک برنامه ریزی خوب برای تمرین می توانید به ادامه و پیشرفت یادگیری خود کمک کنید. جلسات تمرین میبایست مظم و دقیق و به دور از حواس پرتی انجام شود. از اطرافیان و یا همسر خود بخواهید تا در فراهم کردن شرایط آرام بخصوص زمانی که دارای فرزند هستید، به شما کمک کند.

نیازی نیست جلسات تمرینی خیلی طولانی داشته باشید. هر نوبت تمرین در دود ۳۰ دقیقه کافیست.حتی اگر ۳۰ دقیقه برایتان زیاد است می توانید بجای ۳۰ دقیقه پشت سرهم، وقت های آزادی را در طول روز پیدا کنید و هرکدام در حدود ۱۰-۱۲ دقیقه باشد. شما حتی می توانید از جلسات تمرین به عنوان فرصت استراحت در روز استفاده کنید و برای فرار از خستگی کارهای روزمره به سراغ ساز و تمرین بروید.

همانطور که باید برنامه ریزی منظمی برای تمرین داشته یاشید، باید انعطاف پذیر هم باشید. بعضی اوقات ممکن است کارهای مهم تر از تمرین موسیقی داشته باشید. این کار ها میتواند قرار ملاقات دکتر، رسیدگی به امور مدرسه فرزند و یا حتی شرکت در جشن تولد دوستتان باشد. شما باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشید و برنامه دوم جایگزینی برای جلسه تمرین موسیقی خود داشته باشید تا از آن جلسه تمرینی عقب نمانید. همواره در ذهن خود قرارهای جایگزین داشته باشید. شما می توانید گزینه هایی چون تمرین در محل مناسب و آرام تر و یا تمرین به مدت طولانی تر در جلسه بعد را برای خود در نظر بگیرید.

برای هر جلسه تمرین برای خود مشخص کنید که از این جلسه تمرین چه دستاوردی خواهید داشت و چه مهارتی در شما بهبود خواهد یافت. برای مسلط شدن برروی بخشی از قطعه نیاز دارید تا یک برنامه مشخص با خروجی قابل اندازه گیری داشته باشید. اگر قصد دارید برروی یک قطعه طولانی متبحر شوید تقسیم آن به بخشهای کوچک و تسلط بر روی این بخشهای کمک زیادی برروی یادگیری و اجرای کامل قطعه می کند. شما میتوانید از برنامه تمرینی ما نیز استفاده کنید.

 

۶واقع گرا و صبور باشید

شما نمی توانید یک شبه جلیل شهناز یا جیمی هاندریکس شوید و یا حتی به سطح نوازندگی دوستتان که از ۱۲ سالگی شروع به نوازندگی در گروه کرده برسید. سالها تمرین لازم است تا بتوانید به خوبی موزیسین مورد علاقه خود نوزندگی کنید. اما با تمرین منظم می توانید به سطح خوبی که شایستگی آن را دارید برسید که نه تنها شما بلکه دوستان و خانواده تان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

اگر اجرای قطعه ای از سطح مهارت شما بالاتر است به دنبال نسخه ساده تر آن باشید. نسخه های بسیار ساده تر از قطعات مشهور، بصورت آنلاین در اینترنت و یا در کتابها وجود دارد.

 

۷- وضعیت بدن خود (حالت ایسادن یا نشستن) را در اولویت قرار دهید

تمرین موسیقی میتواند  موقعیت فیزیکی بدن شما  ناراحت و آزرده کند.  به عنوان مثال هنرجویای ویولن در شروع کار مستعد نارحتی فک و گردن هستند چرا که از گردن خود برای نگهداری ساز خود در محل درست استفاده می کنند در حالی که درامر ها و وازندگان سازهای کوبه ای اگر در حین نوازندگی طرز نشستن درستی نداشته باشند دچار صدماتی در ناحیه کمر خواهند شد.

موقعیت درست بدن در حین تمرین موسیقی برای جلوگیری از صدمات بسیار اهمیت دارد. درست است که در شروع مراحل یادگیری رعایت اصول نتن یا ایستادن و حالت بدن بصورت درست ساده نیست و ما را از صدمات محفوظ نمیدارد ولی به بهبود آن به مرور زمان کمک خواهد کرد. حتما از حالت قرارگیری درست بدن خود حین تمرین نوازندگی مطمئن شوید. موقعیت درست بدن در نوازندگی سازهای مختلف متفاوت است. مثلا حالت درست نشستن در حین پیانو نوازی و یا گرفتن درست ویولن برروی گردن و زیر چانه.

۸- تکنولوژی را در آغوش بکشید

شما به عنوان یک شخص بزرگسال قادر به خرید و تهیه گوشی هوشمند، لپ تاپ و یا تبلت هستید که امکانات بسیاری را برای آموزش شما فراهم می کند. به عنوان مثال می توانید از این ابزارهای و روش های آموزشی فراهم شده که  به سادگی در دسترس شما هستند، بدون صرف هزینه رفت و آمد و همچنین بدون محدودیت زمانی و موقعیت جغرافیایی آموزش های خود را داشته باشید. تا به حال در مورد آموزش موسیقی آنلاین شنیده اید؟ چرا آموزش آنلاین؟

 

نتیجه اینکه، یادگیری موسیقی در سن بالا مسئله ی سختی نیست و یک وسیله ی شادی و مفید برای سلامتی است و با شرایط موجود دسترسی به آموزشها بسیار ساده است. فقط کافیست ساز خود رو انتخاب کنید و آموزش را از وب نوازان بخواهید. ما دوره های آموزشی مفیدی مناسب با وقت و سلیقه شما، برای تمام سازهای کلاسیک و ایرانی ارائه می دهیم.


خروج

چرا از طریق موسیقی و ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1395/11/21

متن مقاله : چرا از طریق موسیقی و ترانه زبان انگلیسی را بیاموزیم؟ | تاریخ ثبت : 1395/11/21

کلید یادگیری درست زبان انگلیسی چیست ؟ آیا اراده و پشتکار لازم است یا زبان یک استعداد خدادادی است؟
به نظر من هیچ کدام از این دو مورد درست نیست. راه یادگیری انگلیسی، جذاب کردن یادگیری آن از طریق عادات و ابزارهای صحیح است و یکی از بهترین این راه ها همواره با شما همراه بوده است، این راه دقیقا درون تلفن هوشمند شما قرار دارد.
 اگر تا حالا به این فکر نیفتاده اید، مهم نیست، هنوز هم برای شروع دیر نشده- انگلیسی را از طریق موسیقی و آهنگ بیاموزید.
چرا از طریق موسیقی و آهنگ زبان انگلیسی را بیاموزیم؟ آهنگ ها چه خاصیتی دارند که تبدیل به ابزارهای موثر در یادگیری انگلیسی شده اند؟

  • این راه نتیجه بخش است: مدارک علمی بسیار وجود دارد که نشان می دهد موسیقی می تواند فراگیران زبان های دوم را در یادگیری گرامر، دایره لغات و هجی کردن کمک نماید. و به جز این می توان به "اثر موتزارت" اشاره کرد، مفهومی که در آن با گوش دادن به موسیقی کلاسیک، عملکرد وظایف مغزی مانند یادگیری فزونی می یابد.
  • از زبان روزمره و محاوره ای استفاده شده: موسیقی و آهنگ ها تقریبا همیشه دارای لغات، اصطلاحات و عبارت های مفیدی هستند و از آنجایی که مخاطبان این آهنگ ها معمولا زبان مادری شان، انگلیسی است، اصطلاحات و محاوره های صورت گرفته به روز هستند. اگر موسیقی درستی انتخاب کنید، زبان استفاده شده در آن ها معمولا قابل استفاده و غیر رسمی است.
  • با آوای انگیسی آشنا می شوید: گوش فرا دادن به آهنگ ها به شما اجازه می دهد که بر تلفظ تان تمرکز کنید و درک خود را از ریتم و آوای این زبان بالا ببرید.
  • زبان انگلیسی در ذهنتان باقی می ماند: بسیاری از کلمات و الگو ها در طول یک آهنگ مرتب تکرار می گردند و این باعث می شود که این کلمات در ذهن شما باقی بماند. احتمالا این را خودتان هم می دانستید. موسیقی قدرت خاصی برای تثبیت در مغز شما دارد. تمام این مسائل به شما کمک خواهند کرد تا از طریق حفظ شدن لغات و اصطلاحات، انگلیسی را راحت تر بیاموزید. در واقع، بعد از مدت کوتاهی امکان ندارد بتوانید آن ها را فراموش کنید.
  • آهنگ ها احساسی هستند: رابطه ی ما با موسیقی، عمیق، قدرتمند و پر مزیت است. موسیقی مانند کلیدی عمل می کند که احساسات ما را آزاد می سازد، بر وضعیت روحی ما تاثیر می گذارد و سلامت جسم و روح ما را بالا می برد. وقتی چیزی احساسی باشد، یاد آوری آن راحت تر خواهد بود.
  • گوش دادن به موسیقی یک عادت کم دردسر است: یکی از دلایلی که افراد یادگیری زبان را مشکل می دانند این است که زمان اضافی برای تمرکز روی این مسئله ندارند. اما وقتی شما از طریق موسیقی به یادگیری زبان انگلیسی بپردازید، لازم نیست وقت زیادی برای آن کنار بگذارید چرا که می توانید آن را هرجا که می روید با خود ببرید. شما می توانید در ماشین، آشپزخانه و یا در حمام آهنگ های انگلیسی زبان گوش دهید. و با انتخاب موسیقی مورد علاقه تان شما می توانید یک آهنگ را بار ها و بار ها گوش کنید و از آن خسته نشوید.
  • موسیقی به شما فرهنگ انگلیسی می آموزد: موسیقی به شما در مورد فرهنگ انگلیسی زبانان اطلاعات می دهد و به شما می آموزد که آنان چه احساس و تفکری دارند. آشنایی با آهنگ ها و هنرمندان مشهور می تواند موضوع مکالمه ای با دوستان انگلیسی زبانتان، به شما بدهد.
  • منبع: http://www.languageties.com

خروج

تاریخچه موسیقی ایران ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1395/11/14

متن مقاله : تاریخچه موسیقی ایرانی | تاریخ ثبت : 1395/11/14

از مهمترین مُهرنگاره‌های خنیاگری (:موسیقی) در جهان؛ باید از آنچه که در «تپه چغامیش» دزفول برجای مانده، یاد کرد که در سالهای ۱۹۶۱–۱۹۶۶ میلادی، یافت شده است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خنیاگران(:ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که «آواز» می‌خواند. همچنین در این بزم کهن، آزاده‌ای را می‌بینیم که بر فرشی نشسته و از او پذیرایی می‌شود. ما همانند این خنیاگران را در ایلام و در سده ۲۷ پیش از میلاد و از زمان پادشاهی «پوزوز این شوشیناک» در شوش می‌شناسیم. از همین گاه، مُهر و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می‌زیستند. در این هنگام، نواختن چنگ بسیار گسترش داشته است و این ساز از ساخته‌های ایرانیان است. ما، نگاره‌ای را در دست داریم و میدانیم که در پادشاهی «شوکال ماه هو» و از سده ۱۷ پیش از میلاد در ایران، تار نواخته می‌شد. با یافتن یک کنده کاری در ایلام بازهم آگاهی داریم که خنیاگران ایرانی؛ دَف را همراه چنگ می‌نواختند. در این کنده کاری همچنین دیده می‌شود که از میان ۱۱ تن خنیاگر؛ ۸ تن چنگ، ۲ تن نی و یک تن دهل می‌نوازند. ۱۵ زن خواننده، در میان رامشگران دیده می‌شوند که در حال کف زدن هستند. باید افزود که از این نمونه‌ها در سراسر ایران بسیار دیده شده است. ما به یاری باستان شناسی از لرستان مانند ایلام آگاهی داریم که در این بخش از ایران هم از سده ۹ پیش از میلاد، تار نواخته می‌شده است. در بخشهای دیگری از ایران و از سال ۵۵۹ پیش از میلاد، سفالهایی در تپه سیلک کاشان و مرودشت پیدا شده که سیمایی از پایکوبی و دست افشانی بر آنها نگارگری شده است.[۱]

پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنان‌که بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است.[۲]

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از «موسیقی ایران باستان» و یا به عبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، به ندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴–۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی‌مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت» ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است.

از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در دربارها داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دربارها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲–۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه 'خنیا می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراتوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام سلطنتی خسروانی شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند،»دستگاه‌ها از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودی‌ها احتمالاً به دلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئله‌ای غیراخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.

موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گویی بوده و اساس آن یک سری از مدل‌ها قیاسی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان دارای ارتباطی سنتی بوده‌اند که این ارتباط در قرن بیستم و به موازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها رو به زوال نهاده‌است.

یک نمایش مرسوم این موسیقی، از «پیش درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ، وزن دار بهمراه آواز خواننده)، «چهار مضراب» (وزن دار) و تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات) تشکیل می‌شود. بصورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶–۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مدهای این موسیقی در مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌شوند. تفصیل اینکه باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب فراگیر موسیقی می‌خواندند. بیش از تأثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مدهای ایرانی هستند.

در طول تاریخ؛ موسیقی سنتی بیشتر با صوت در ارتباط بوده‌است؛ و حتی سرایندگان نقشی اساسی را در خلق و اجرای آن داشته‌اند: او تصمیم می‌گیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته می‌گردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و... مشخص می‌نمودند.

قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از "اوستا کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه می‌نمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها دربارهٔ خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالاً «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علی‌رغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند.

هنگامی که اسلام بعنوان مذهب مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعدها دلسرد کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مدها بود. موسیقی سنتی تا قرن بیستم در دادگاه‌ها نواخته می‌گردید. در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته می‌شد.

شایان ذکر است که چند تحرک احتمالاً باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولاً بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصاً حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند. علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنج‌ها خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچه‌است که امروزه بسیاری از یادبودهای آن مانند گوشه‌ها (حسینی جامه دران شبدیز...)گواه این مدعاست.

منبع: ویکی پدیا


خروج

مقاله: همه چیز دربار ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1395/11/14

متن مقاله : مقاله: همه چیز درباره موسیقی درمانی_بخش اول | تاریخ ثبت : 1395/11/14

«موسیقی درمانی و شنیدن موسیقی به عنوان عامل التیام بخش و شافی جان‌ها قدمتی به درازای تاریخ دارد و از هزاره ی پیشین در نگرش‌های شرقی و هم غربی مورد توجه بوده‌است» پورسینا
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: اغلب انسان ها با گوش دادن به نوای موسیقی غرق لذت مي‏شوند، بی آن كه متوجه تغييرات ذهني، جسمي و رواني ناشي از آن باشند.اما حقيقت امر اين است كه در سال‏هاي اخير مشخص شده، موسيقي موجب ايجاد تغييرات فیزیکی و روحی قابل ملاحظه‏اي در افراد مي‏گردد و بر همين مبنا امروزه در جهان با موضوع و مفهوم جديدي در حيطه ی روش‏هاي روان درماني به نام موسيقي درماني مواجه‏ايم كه بر پایه ی آن تحقيقات علمي گسترده‏اي بر اثر بخشيِ درمان با موسيقي بر افرادی که دچار مشكلات جسمي و ناراحتي‏هاي رواني هستند ،صورت پذيرفته است.
تأثير موسيقي بر روحیات و فکر انسان از هزاران سال پيش مطرح بوده است و بررسي آثار باستانی به جا مانده از مناطق گوناگون جهان بر اين واقعيت تأكيد می کند كه موسيقي ريشه در اعماق تاريخ دارد. به عنوان مثال بنا به روايات تاریخی، عبرانيان داراي موسيقي خاص خود بوده‏اند به طوري كه در تورات نيز از نبل و هينور كه دو آلت موسيقي رسمي بوده‏اند ياد شده است . در چين باستان از موسيقي به عنوان جوهر نظام جهان و عنصر متعادل كننده بين زمين و سماوات نام برده شده است. مردمان مصر کهن نیز معتقد بودند كه خدا دنيا را با علامتِ دست خلق كرده كه اين علامات شامل يك فاصله موسيقي با تركيب صوتي خاصِ خود می باشد.
در کل بازنگري تاريخ نشان مي‏دهد كه تمدن ها و فرهنگ های مختلف داراي موسيقي منحصر به خود بوده و در هر برهه‏ ی تاریخی از این هنر جهت درمان بيماري‏هاي جسمي و ناراحتي‏هاي رواني سود جسته اند.

 

با این كه تلفيق موسيقي و روان‏شناسي از ابتكارات دانشمندان جديد است اما ‌چنين ايده‏اي از ديرباز در تمدن‏هاي بشري وجود داشته است. نكته جالب توجه اين بوده كه در روایت های تاریخی اولين مدارك مربوط به استفاده از موسيقي در درمان مشكلات روحي به استفاده حضرت داود براي درمان شائول (اولين پادشاه بنی اسرائيل) برمي‏گردد، كه بنا به مستندات تاريخي حضرت داود با استفاده از نواختن چنگ و آواز قادر به كاهش يا درمان غمگيني، نوميدي و افسردگي شائول گرديد . پیشینه ی استفاده از موسیقی به عنوان یکی از روش های درمانی به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. افلاطون درباره تاثیر موسیقی گفته‌است :«موسیقی برای ادامه زندگی بشر ضروری است. شما ثقیل‌ترین روح را در اختیار من بگذارید من قادرم که به نیروی موسیقی سنگینی و کدورت دوران را از وی زدوده و مردی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم»
از آن دوران به بعد موسیقی نیز به عنوان یک عامل بهبود دهنده، کم و بیش مورد استفاده قرار می گرفت. اما در قرن بیستم این موضوع به صورت جدی تری بررسی شد و در زمان جنگ جهانی اول از موسیقی برای بهبود وضعیت روحی مصدومین استفاده شد و به تدریج این شاخه ی درمانی تکامل یافت به طوری که در سال ۱۹۴۴ اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در دانشگاه میشگان ایالات متحده برگزار گردید.

 

در سال ۱۹۵۰ انجمن جهانی موسیقی درمانی تاسیس شد و در سال ۱۹۷۱ انجمن موسیقی درمانی آمریکا (AAMT) به صورت رسمی آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید و اینچنین بود که این هنر و دانش پزشکی در کنار یکدیگر و به صورت جدی و با هدف واحدِ کمک به بیماران ، فعالیت خود را جنبه ی رسمی و جهانی بخشیدند.

  • موسيقي درماني چيست ؟

تاثير موسيقي بر بدن انسان به اندازه ای است كه امروزه در جهان جايگاه خاصي براي بهبود و درمان بسياري از بيماري‌‌ها پيدا كرده است.موسيقي درماني حاصل تركيب علم روان‏شناسي و هنر موسيقي است و شامل شيوه ی حسي از طريق صدا براي مقاصد درماني است كه در ارتباط با مشكلات جسماني (نظیر مشكلات گوارشي، آسم، آلرژي ها، انواع دردهاي خفيف تا متوسط، كنترل ضربان قلب و تنفس و ….) و مشكلات روان شناختي (انواع افسردگي و اضطراب‏ها، مشكلات هيجاني و عاطفي و ….) به كار مي‏رود.

 

مقاله: همه چیز درباره موسیقی درمانی – بخش اول

3,636 نمایش

 

melodymag

«موسیقی درمانی و شنیدن موسیقی به عنوان عامل التیام بخش و شافی جان‌ها قدمتی به درازای تاریخ دارد و از هزاره ی پیشین در نگرش‌های شرقی و هم غربی مورد توجه بوده‌است» پورسینا
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: اغلب انسان ها با گوش دادن به نوای موسیقی غرق لذت مي‏شوند، بی آن كه متوجه تغييرات ذهني، جسمي و رواني ناشي از آن باشند.اما حقيقت امر اين است كه در سال‏هاي اخير مشخص شده، موسيقي موجب ايجاد تغييرات فیزیکی و روحی قابل ملاحظه‏اي در افراد مي‏گردد و بر همين مبنا امروزه در جهان با موضوع و مفهوم جديدي در حيطه ی روش‏هاي روان درماني به نام موسيقي درماني مواجه‏ايم كه بر پایه ی آن تحقيقات علمي گسترده‏اي بر اثر بخشيِ درمان با موسيقي بر افرادی که دچار مشكلات جسمي و ناراحتي‏هاي رواني هستند ،صورت پذيرفته است.
تأثير موسيقي بر روحیات و فکر انسان از هزاران سال پيش مطرح بوده است و بررسي آثار باستانی به جا مانده از مناطق گوناگون جهان بر اين واقعيت تأكيد می کند كه موسيقي ريشه در اعماق تاريخ دارد. به عنوان مثال بنا به روايات تاریخی، عبرانيان داراي موسيقي خاص خود بوده‏اند به طوري كه در تورات نيز از نبل و هينور كه دو آلت موسيقي رسمي بوده‏اند ياد شده است . در چين باستان از موسيقي به عنوان جوهر نظام جهان و عنصر متعادل كننده بين زمين و سماوات نام برده شده است. مردمان مصر کهن نیز معتقد بودند كه خدا دنيا را با علامتِ دست خلق كرده كه اين علامات شامل يك فاصله موسيقي با تركيب صوتي خاصِ خود می باشد.
در کل بازنگري تاريخ نشان مي‏دهد كه تمدن ها و فرهنگ های مختلف داراي موسيقي منحصر به خود بوده و در هر برهه‏ ی تاریخی از این هنر جهت درمان بيماري‏هاي جسمي و ناراحتي‏هاي رواني سود جسته اند.
melodymag

با این كه تلفيق موسيقي و روان‏شناسي از ابتكارات دانشمندان جديد است اما ‌چنين ايده‏اي از ديرباز در تمدن‏هاي بشري وجود داشته است. نكته جالب توجه اين بوده كه در روایت های تاریخی اولين مدارك مربوط به استفاده از موسيقي در درمان مشكلات روحي به استفاده حضرت داود براي درمان شائول (اولين پادشاه بنی اسرائيل) برمي‏گردد، كه بنا به مستندات تاريخي حضرت داود با استفاده از نواختن چنگ و آواز قادر به كاهش يا درمان غمگيني، نوميدي و افسردگي شائول گرديد . پیشینه ی استفاده از موسیقی به عنوان یکی از روش های درمانی به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. افلاطون درباره تاثیر موسیقی گفته‌است :«موسیقی برای ادامه زندگی بشر ضروری است. شما ثقیل‌ترین روح را در اختیار من بگذارید من قادرم که به نیروی موسیقی سنگینی و کدورت دوران را از وی زدوده و مردی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم»
از آن دوران به بعد موسیقی نیز به عنوان یک عامل بهبود دهنده، کم و بیش مورد استفاده قرار می گرفت. اما در قرن بیستم این موضوع به صورت جدی تری بررسی شد و در زمان جنگ جهانی اول از موسیقی برای بهبود وضعیت روحی مصدومین استفاده شد و به تدریج این شاخه ی درمانی تکامل یافت به طوری که در سال ۱۹۴۴ اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در دانشگاه میشگان ایالات متحده برگزار گردید.
melodymag

در سال ۱۹۵۰ انجمن جهانی موسیقی درمانی تاسیس شد و در سال ۱۹۷۱ انجمن موسیقی درمانی آمریکا (AAMT) به صورت رسمی آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید و اینچنین بود که این هنر و دانش پزشکی در کنار یکدیگر و به صورت جدی و با هدف واحدِ کمک به بیماران ، فعالیت خود را جنبه ی رسمی و جهانی بخشیدند.

  • موسيقي درماني چيست ؟

تاثير موسيقي بر بدن انسان به اندازه ای است كه امروزه در جهان جايگاه خاصي براي بهبود و درمان بسياري از بيماري‌‌ها پيدا كرده است.موسيقي درماني حاصل تركيب علم روان‏شناسي و هنر موسيقي است و شامل شيوه ی حسي از طريق صدا براي مقاصد درماني است كه در ارتباط با مشكلات جسماني (نظیر مشكلات گوارشي، آسم، آلرژي ها، انواع دردهاي خفيف تا متوسط، كنترل ضربان قلب و تنفس و ….) و مشكلات روان شناختي (انواع افسردگي و اضطراب‏ها، مشكلات هيجاني و عاطفي و ….) به كار مي‏رود.
melodymag

  • فرایند و تاثیر موسيقي بر بهداشت جسماني و رواني: اثر بخشی طبي و روان پزشكي

در بررسي‏های علمی مشخص شده است كه شنيدن موسيقي با تغييرات ضربان قلب، نبض و فشار خون همراه مي‏گردد، به شکلی که ضربان قلب انسان با اصوات موسيقايي هماهنگ گشته در مقابل فركانس، ضرب و شدت صدا واكنش نشان داده، دچار افزايش يا كاهش مي‏گردد.

برای مثال شنيدن موسيقي های آرام منجر به كاهش ضربان قلب شده و از تنش و فشار رواني مي‏كاهد. در اين زمينه موسیقی درمانگر بریتانیایی به نام پُل نيوهام معتقد است «موسيقي يك دستگاه، تنظيم ضربان قلب بوده و منجر به تقويت عضلات قلب و انبساط ريه‏ها مي‏گردد.همچنين موسيقي قادر است فشار خون را تغيير دهد و همان طوري كه سر و صداي زياد ممكن است باعث افزايش فشار خون تا ۱۰% شود «مكانيسم احتمالي ترشح آدرنالين و نورآدرنالين مي‏باشد» آزمايشات نشان داده‏اند كه فشار خون دياستوليك و سيستوليك مي‏تواند در جلسات موسيقي درماني به تدريج كاهش يابند.
يك نكته جالب درخصوص تأثيرات موسيقي بر وضعيت جسماني، ترشح آندرفين در پاسخ به شنيدن موسيقي خصوصاً هنگامي كه اجرا به شكل زنده و توام با شعر و آواز است، مي‏باشد.

مقاله: همه چیز درباره موسیقی درمانی – بخش اول

3,636 نمایش

 

melodymag

«موسیقی درمانی و شنیدن موسیقی به عنوان عامل التیام بخش و شافی جان‌ها قدمتی به درازای تاریخ دارد و از هزاره ی پیشین در نگرش‌های شرقی و هم غربی مورد توجه بوده‌است» پورسینا
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: اغلب انسان ها با گوش دادن به نوای موسیقی غرق لذت مي‏شوند، بی آن كه متوجه تغييرات ذهني، جسمي و رواني ناشي از آن باشند.اما حقيقت امر اين است كه در سال‏هاي اخير مشخص شده، موسيقي موجب ايجاد تغييرات فیزیکی و روحی قابل ملاحظه‏اي در افراد مي‏گردد و بر همين مبنا امروزه در جهان با موضوع و مفهوم جديدي در حيطه ی روش‏هاي روان درماني به نام موسيقي درماني مواجه‏ايم كه بر پایه ی آن تحقيقات علمي گسترده‏اي بر اثر بخشيِ درمان با موسيقي بر افرادی که دچار مشكلات جسمي و ناراحتي‏هاي رواني هستند ،صورت پذيرفته است.
تأثير موسيقي بر روحیات و فکر انسان از هزاران سال پيش مطرح بوده است و بررسي آثار باستانی به جا مانده از مناطق گوناگون جهان بر اين واقعيت تأكيد می کند كه موسيقي ريشه در اعماق تاريخ دارد. به عنوان مثال بنا به روايات تاریخی، عبرانيان داراي موسيقي خاص خود بوده‏اند به طوري كه در تورات نيز از نبل و هينور كه دو آلت موسيقي رسمي بوده‏اند ياد شده است . در چين باستان از موسيقي به عنوان جوهر نظام جهان و عنصر متعادل كننده بين زمين و سماوات نام برده شده است. مردمان مصر کهن نیز معتقد بودند كه خدا دنيا را با علامتِ دست خلق كرده كه اين علامات شامل يك فاصله موسيقي با تركيب صوتي خاصِ خود می باشد.
در کل بازنگري تاريخ نشان مي‏دهد كه تمدن ها و فرهنگ های مختلف داراي موسيقي منحصر به خود بوده و در هر برهه‏ ی تاریخی از این هنر جهت درمان بيماري‏هاي جسمي و ناراحتي‏هاي رواني سود جسته اند.
melodymag

با این كه تلفيق موسيقي و روان‏شناسي از ابتكارات دانشمندان جديد است اما ‌چنين ايده‏اي از ديرباز در تمدن‏هاي بشري وجود داشته است. نكته جالب توجه اين بوده كه در روایت های تاریخی اولين مدارك مربوط به استفاده از موسيقي در درمان مشكلات روحي به استفاده حضرت داود براي درمان شائول (اولين پادشاه بنی اسرائيل) برمي‏گردد، كه بنا به مستندات تاريخي حضرت داود با استفاده از نواختن چنگ و آواز قادر به كاهش يا درمان غمگيني، نوميدي و افسردگي شائول گرديد . پیشینه ی استفاده از موسیقی به عنوان یکی از روش های درمانی به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. افلاطون درباره تاثیر موسیقی گفته‌است :«موسیقی برای ادامه زندگی بشر ضروری است. شما ثقیل‌ترین روح را در اختیار من بگذارید من قادرم که به نیروی موسیقی سنگینی و کدورت دوران را از وی زدوده و مردی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم»
از آن دوران به بعد موسیقی نیز به عنوان یک عامل بهبود دهنده، کم و بیش مورد استفاده قرار می گرفت. اما در قرن بیستم این موضوع به صورت جدی تری بررسی شد و در زمان جنگ جهانی اول از موسیقی برای بهبود وضعیت روحی مصدومین استفاده شد و به تدریج این شاخه ی درمانی تکامل یافت به طوری که در سال ۱۹۴۴ اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در دانشگاه میشگان ایالات متحده برگزار گردید.
melodymag

در سال ۱۹۵۰ انجمن جهانی موسیقی درمانی تاسیس شد و در سال ۱۹۷۱ انجمن موسیقی درمانی آمریکا (AAMT) به صورت رسمی آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید و اینچنین بود که این هنر و دانش پزشکی در کنار یکدیگر و به صورت جدی و با هدف واحدِ کمک به بیماران ، فعالیت خود را جنبه ی رسمی و جهانی بخشیدند.

  • موسيقي درماني چيست ؟

تاثير موسيقي بر بدن انسان به اندازه ای است كه امروزه در جهان جايگاه خاصي براي بهبود و درمان بسياري از بيماري‌‌ها پيدا كرده است.موسيقي درماني حاصل تركيب علم روان‏شناسي و هنر موسيقي است و شامل شيوه ی حسي از طريق صدا براي مقاصد درماني است كه در ارتباط با مشكلات جسماني (نظیر مشكلات گوارشي، آسم، آلرژي ها، انواع دردهاي خفيف تا متوسط، كنترل ضربان قلب و تنفس و ….) و مشكلات روان شناختي (انواع افسردگي و اضطراب‏ها، مشكلات هيجاني و عاطفي و ….) به كار مي‏رود.
melodymag

  • فرایند و تاثیر موسيقي بر بهداشت جسماني و رواني: اثر بخشی طبي و روان پزشكي

در بررسي‏های علمی مشخص شده است كه شنيدن موسيقي با تغييرات ضربان قلب، نبض و فشار خون همراه مي‏گردد، به شکلی که ضربان قلب انسان با اصوات موسيقايي هماهنگ گشته در مقابل فركانس، ضرب و شدت صدا واكنش نشان داده، دچار افزايش يا كاهش مي‏گردد.

برای مثال شنيدن موسيقي های آرام منجر به كاهش ضربان قلب شده و از تنش و فشار رواني مي‏كاهد. در اين زمينه موسیقی درمانگر بریتانیایی به نام پُل نيوهام معتقد است «موسيقي يك دستگاه، تنظيم ضربان قلب بوده و منجر به تقويت عضلات قلب و انبساط ريه‏ها مي‏گردد.همچنين موسيقي قادر است فشار خون را تغيير دهد و همان طوري كه سر و صداي زياد ممكن است باعث افزايش فشار خون تا ۱۰% شود «مكانيسم احتمالي ترشح آدرنالين و نورآدرنالين مي‏باشد» آزمايشات نشان داده‏اند كه فشار خون دياستوليك و سيستوليك مي‏تواند در جلسات موسيقي درماني به تدريج كاهش يابند.
يك نكته جالب درخصوص تأثيرات موسيقي بر وضعيت جسماني، ترشح آندرفين در پاسخ به شنيدن موسيقي خصوصاً هنگامي كه اجرا به شكل زنده و توام با شعر و آواز است، مي‏باشد.
melodymag

آندرفين نوعي داروي مخدر در مغز است كه باعث كاهش شدت درد شده و با احساس لذت و نئشگي همراه است». تحقيقات جديد مويد اين نظريه است كه افزايش ترشح آندرفين، با افزايش ميزان سلول‏هاي ” تــی” T و لينفوسيت‏ها که سلول های جنگجوی بدن در مقابل بیماری ها هستند،همراه می باشد. در چنين وضعيتي قدرت سيستم دفاعي بدن افزايش يافته و مقاومت انسان در برابر بيماري‏ها بيشتر مي‏شود.
از سوي ديگر موسيقي روي دستگاه تنفسي اثرات مطلوب دارد، تنفس داراي ريتم است، به علاوه تنفس آرام و عميق باعث آرامش و كنترل عواطف فرد مي‏گردد و نيز با سوخت و ساز بهتر بدن مربوط است بنابراين يك موسيقي خوشايند مي‏تواند از طريق لذت‏بخشي و تغييرات تنفسي، تأثيرات مثبت قابل ملاحظه‏اي بر جسم فرد داشته باشد. به علاوه موسيقي منجر به تغييراتي در بدن مي‏گردد كه به هضم غذا كمك مي‏كند. در اين زمينه پژوهشگران دانشگاه جان هاپكينگ از موسيقي درماني به عنوان درمان جانشين در مشكلات سؤهاضمه سود جسته اند.

  • شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی

خروج

کمی درباره موسیقی ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1395/11/14

متن مقاله : کمی درباره موسیقی | تاریخ ثبت : 1395/11/14

موسیقی زبان احساس وترجمان دل است و موسیقی هر ملتی رنگ ومزه ای مخصوص به خود دارد.کلمه موسیقی به فتح قاف مقصور صورت تخفیف یافته موسیقار است.

نویسندگان عرب این کلمه مرکب را از "موسی"و "قی" گرفته اندکه " موسی" به معنی نغمات و"قی" به معنای ملذ وخوش آیند است.موسیقی از تخفیف "موسیقاقیا"حاصل شده است.تحقیقات نشان می دهد که موسیقی به (ضم م) ماخوذ است از mousika یونانی یا musica لاتین وریشه آن musa یا misse است. مسلمانها واعراب کلمه موسیقی را از یونان گرفته ومعادل موزیک فرنگی به کار برده اند.

از زمان اسحق موصلی(متوفی ۲۶۳ هـ ۸۵۰ م) کلمه موسیقی در کتابهای عربی دیده می شود.

مولف مفتاح العلوم (قرن ۴ هجری-۱۰ میلادی) می نویسد موسیقی علم ترکیب الحان است و موسیقار یا موسیقور به معنی نوازنده آمده است.

در رسائل اخوان الصفاء که در همین دوره تالیف شده است، موسیقی به معنی غنا وموسیقار معادل مغنی و دو کلمه موسیقات یا موسیقار در برابر آلت نوازندگی (ساز) دیده می شود.موسیقی یکی از چهار شاخه اصلی ریاضیات به شمار می رفته است.

افلاطون می گوید:موسیقی برای ادامه حیات بشر ضروری است وقوه تدقیق،هوش،حسن مشاهده،استنباط وعواطف روحی بشر را می افزاید.شما ثقیل ترین روح را در اختیار من بگذارید من قادرم به نیروی موسیقی، ثقل،وکدورت عارضی را از روان او زدوده،مردمی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم.

موسیقی بیانی است هنری و بنابراین عاطفی.اما اگر چه همهء هنرها عاطفی اند،موسیقی عاطفی ترین هنرهاست.در هنر نقاشی کار هنرمند به مانند واقعیت جلوه می کند و خط ورنگ مفهوم آشنایی را به ما نشان می دهند که پیش از این،چشم ما دیده ومغزما ادراک کرده است.

شعر با کلماتی که جانشین اشیاء شده اند،ما را به تجسم موصوف رهنمون می کند.تاتر وسینما عین انسانها ومناظر یا تصویر متحرک اشیاء را بازسازی می کند که بر تجربه روزمره ومشاهدات ما استوار است.به هر حال هر یک از هنرها وسایلی برای بیان به کار می گیرند که ما پیش از این از طریق حواس تجربه کرده و می شناسیم،در حالی که موسیقی بیانی به کلی متمایز دارد وتنها به اندازه نا چیزی می تواند از اصوات آشنا همچون نغمه پرندگان،زمزمه جویبار وغیره استفاده کندوتنها با استفاده از نت های خوش آیند ترکیباتی می سازد که احساس ویژه‌ای را در ما بر می‌انگیزد.

بسیاری از مردم بدون آنکه بتوانند بیان کنند که از این یا آن ملودی چه تصویری در ذهنشان می آید، یا مکانیسم تاثیر آن را بشناسند،احساس غم یا شادی یا قهرمانی یا شکست را در می یابند. این به دلیل عاطفی بودن موسیقی نسبت به سایر هنرهاست. این تاثیر تا بدان جا گسترده می‌شود که حتی سینما که بیشترین امکانات بیان را بکار می گیرد وموضوع را آشکارا و با تاکید بر جنبه هایی که کارگردان می خواهد نشان دهد و نیز به همراه کلام ارائه می دهد،از موسیقی بی نیاز نیست و در بسیاری از فیلمها آهنگ مناسب سهم بزرگی در رسائی بیان وتاثیر بر بیننده دارد.

موسیقی یکی از چهار شاخه اصلی ریاضیات به شمار می‌رفته است.

جعفر سیامکی

منبع:http://www.aftabir.com


خروج

با موسيقي به آرامش م ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1395/10/27

متن مقاله : با موسيقي به آرامش مي رسم | تاریخ ثبت : 1395/10/27

نويسنده: دكتر برايان لوك سي‎وارد 
مترجم: مهدي قراچه ‎داغي 

از روزي كه انسان به آواز آهنگين يك پرنده گوش داد، نقش موسيقي و تأثير قابل ملاحظه‎ ي آن به رسميت شناخته شد. براي لحظه ‎اي چشمانتان را ببنديد و به ترانه ‎ي مورد علاقه ‎تان فكر كنيد. بگذاريد صداي موسيقي در ذهنتان طنين ‎انداز شود. آگاهانه به آن توجه كنيد و احساس كنيد كه بدنتان چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي‎دهد. بدون ترديد، تحريك شنوايي ناشي از موسيقي، مي‎تواند روي حالات جسماني و احساسي ما تأثير بگذارد. موسيقي، از توانايي انگيزه ‎بخشي برخوردار است. قرن‎هاي متمادي از صداي موسيقي به شكل طبل و كوس و دهل براي پيش بردن جنگ‎ها و پيروز شدن در آن‎ها استفاده شده است. اخيراً نيز در حوادث و مسابقات ورزشي، براي رسيدن به پيروزي، از موسيقي استفاده مي‎شود. اما موسيقي به همين اندازه مي‎تواند آرام‎بخش و مسكن نيز باشد. به ياد نواهاي آهنگيني بيفتيد كه از آن‎ها براي خواباندن بچه‎ ها استفاده مي‎شود.
از اين رو مي‎توان گفت كه موسيقي، به روش‎هاي مختلف، بر شرايط انسان تأثير مي‎گذارد و مي‎تواند روي آرميدگي نيز مؤثر واقع شود. درست است كه قرن‎هاست كه از اين امر مطلعيم، اما در روزگار ما و به شكل علمي، خاصيت التيام بخشي موسيقي به اثبات رسيده است. در زمينه ‎ي موسيقي درماني، دو مكتب فكري متفاوت وجود دارد. در مكتب فكري اول، صداي آواز يا صداي ادوات موسيقي مي‎توانند تأثيرات التيام بخش داشته باشند. در اين مكتب فكري، موسيقي درماني كاربرد منظم و به قاعده ‎ي موسيقي به وسيله ‎ي موسيقي درمانگر، براي ايجاد تغييرات احساسي يا ايجاد التيام جسماني در بيمار است. در مكتب دوم به تأثيرات آرامش بخش موسيقي اشاره مي‎شود. بدين مفهوم، موسيقي درماني را مي‎توان توانايي تجربه كردن حالتي تغيير يافته از انگيختگي جسماني و روحي، به كمك نواها، ضرب آهنگ‎ها و لحن‎هاي ناشي از ادوات موسيقي تعريف نمود. در اين مقاله، بيشتر به اين جنبه‎ از موسيقي درماني اشاره كرده ‎‎ايم.
امروزه، موسيقي درماني روشي پرطرف‎دار براي رسيدن به آرامش و آرميدگي است. در جريان يك بررسي كه در سال 1991 انجام شد، 75 درصد كساني كه مورد پرسش قرار گرفتند، گوش دادن به موسيقي را، اقدامي براي كاستن از استرس بيان كردند. در حالي كه موسيقي درماني، روشي مناسب براي افزايش آرامش و آرميدگي محسوب مي‎شود، از توانايي يك اقدام مقابله ‎اي نيز برخوردار است. گوش دادن به برخي از انواع موسيقي، به قدرت پذيرندگي ذهن مي ‎افزايد. از آن گذشته، اين گونه بيان مي‎شود كه موسيقي، بر خلاقيت اشخاص مي‎افزايد و تصورات ذهني را تقويت مي‎كند.


سابقه ‎ي تاريخي
قدما معتقد بودند كه موسيقي، شيطان را فراري داده، سبب التيام مي‎گردد. يونانيان باستان، و از جمله ‎ي آن‎ها، افلاطون، ارسطو و فيثاغورث، به قدرت التيام بخش موسيقي معتقد بودند و اظهار مي‎داشتند كه اگر اشخاص، همه روزه به موسيقي گوش بدهند، به سلامتي خود كمك مي‎كنند. ارسطو معتقد بود كه نواي فلوت بر احساسات انسان تأثير مي‎گذارد. افلاطون نيز مي‎گفت كه موسيقي، موجب هماهنگي و رضايت روح ‎شده، اخلاقيات مردم را افزايش مي‎دهد و بالاخره اعتقاد فيثاغورت اين بود كه موسيقي به انسان هماهنگي مي‎دهد. به باور او، از دست رفتن هماهنگي در انسان، موجب مرض مي‎شود.
پادشاهان قرون وسطي، براي رهايي از احساس تكدّر خاطر و افسردگي و تب، در قصرهاي خود موسيقي پخش مي‎كردند. بعد از آن، بسياري از موسيقيدانان كلاسيك و از جمله باخ، پاشل بل و موزارت، با كمك اشراف و سلاطين، به تصنيف آهنگ‎هايي بدين منظور تشويق شدند. اما تنها طبقات بالاي جامعه نبودند كه از موسيقي استفاده و از آن لذت مي‎بردند. مدت‎ها قبل از آن كه نوار ضبط و سي – دي و راديو و ويديو وجود خارجي داشته باشند، دسته‎ هاي مختلف مردم دور هم جمع مي‎شدند تا به نواي موسيقي و آواز، گوش فرا دهند. 
در بسياري از آيين‎هاي قبيله ‎اي در سرتاسر دنيا، از موسيقي استفاده كرده ‎اند. آفريقاييان، قرن‎هاست كه در برنامه‎ هاي مختلف خود از موسيقي استفاده كرده ‎اند.
در سال 1877، اختراع فنوگراف سبب شد تا مردم اقصي نقاط زمين، با موسيقي آشناتر شوند. موسيقي، در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم براي اختلالات ذهني وسيله‎اي درماني گرديد. اما تا قبل از سال 1926،‌ موسيقي هم‎چون ابزاري علمي، براي درمان بسياري از اختلالات باليني مورد تأييد قرار نگرفت. با آن كه ملل مختلف در گذشت سال‎هاي متمادي، از موسيقي براي رسيدن به آرامش استفاده كرده ‎اند، اما تا سال 1946 طول كشيد كه در آمريكا آن را ابزاري التيام بخش به حساب آورده درباره ‎ي آن بررسي‎هاي بيشتري كنند. 
در اواخر دهه ‎ي 1970 و اوايل دهه ‎ي 1980 كه موضوع استرس براي مردم از اهميتي خاص برخوردار شد، موسيقي جديدي براي التيام استرس مورد استفاده قرار گرفت تا بر ميزان آرامش و آگاهي‎ هاي اشخاص بيفزايد.

از صدا به سروصدا و موسيقي
صدا، نوعي از انرژي است كه به گوش مي‎رسد. صدا مي‎تواند خوشايند و يا ناخوشايند، دلنشين و يا آزارنده باشد. صداي ناخوشايند و آزارنده را به اصطلاح سروصدا مي‎ناميم. امواج صوتي را با «هرتز»، اندازه مي‎گيريم. شدت صدايي كه گوش تحمل مي‎كند 20 تا 20000 هرتز است كه اين، البته، به كيفيت صدا بستگي دارد. بعضي از صداها را نيز از طريق پوست و استخوان جذب مي‎كنيم.
در حالي كه ارتعاشات به وسيله ‎ي هرتز اندازه ‎گيري مي‎شوند، صداها با معياري به نام «دسيبل» ارزيابي مي‎گردند. گفته مي‎شود كه يك دسيبل، ملايم‎ترين صدايي است كه گوش انسان آن را مي‎شنود. جدول زير فهرستي از صداهاي محيطي را در مقياس دسيبل نشان مي‎دهد. 


جدول سطح صداي محيط 
محيط با صدا دسيبل
يخچال 45
مسكوني هاي مركز شهر 80
جنگل 35
باران ملايم 50
مته ي كمپرسي 100
چكه ي آب از شير 40
جارو برقي 80-75
موتور سيكلت 100
مناطق روستايي 40
دستگاه تهويه ي هوا 80
موسيقي راك زنده 90-130
موتور جت (به هنگام برخاستن هواپيما) 120-140



اثرات رواني موسيقي
موسيقي، سواي تأثيرات فيزيولوژيايي، روي روحيه نيز اثر مي‎گذارد كه از جمله مي‎توان به هراس و افسردگي اشاره كرد. معمولاً بيشتر اشخاص به تأثير موسيقي بر روي خود اشاره مي‎كنند.

دستگاه مغز و به خصوص هيپوتالاموس، جايگاه نرون‎هايي است كه وقتي از ناحيه ‎ي حس شنوايي تحريك شدند، مي‎توانند روحيه و احساسات شخص را تغيير بدهند. در حالي كه اشخاص، معمولاً در سطح ذهن هشيار به تأثير موسيقي روي روحيه پي مي‎برند، محرك شنوايي مي‎تواند بر ذهن ناهشيار نيز نفوذ كرده به سهم خود، روي روحيه ‎ي اشخاص تأثير گذارد. براي اندازه‎ گيري تأثير موسيقي پس زمينه روي كساني كه در سوپرماركت‎ها خريد مي‎كنند، مشخص گرديد كه خريداران، وقتي موسيقي ملايمي پخش مي‎شود، بيشتر در راهروهاي بين قفسه ‎هاي اقلام فروشگاه وقت صرف مي‎كنند و در نتيجه ميزان فروش افزايش مي‎يابد. در ضمن، ثابت شده كه پخش موسيقي ملايم در مطب پزشكان و دندان‎پزشكان تأثيرات آرام كننده ‎ي فراوان دارد. 
موسيقي مي‎تواند احساسات توأم با استرس را تخفيف بدهد. در زماني كه سينما هنوز صامت بود، در سالن‎هاي سينما براي بالا بردن احساسات تماشاچيان، در صحنه ‎هاي عاشقانه، از نوازندگان پيانو استفاده مي‎كردند. به اين شكل كه وقتي تصوير يك صحنه‎ ي عاشقانه روي پرده نمايش داده مي‎شد، يك نوازنده ‎ي پيانو آهنگ خوشايندي را در لحظه مي‎نواخت. بعد از آن و با صدادار شدن فيلم‎هاي سينمايي، از موسيقي به ميزان وسيعي در فيلم‎ها استفاده شد.
در حالي كه امروزه، پخش موسيقي در فروشگاه‎ها و آسانسورها بسيار رايج است، در اتاق‎هاي عمل نيز موسيقي پخش مي‎شود تا بر سرعت التيام بيفزايد. براي اندازه ‎گيري تأثير موسيقي روي بيماران مشوش بيمارستان‎ها، دكتر «هلن بوني»، موسيقي درمانگر، نوارهايي از موسيقي تهيه كرد تا در بخش مراقبت‎هاي ويژه‎ي بيمارستان جفرسون در پورت تاون سند ايالت واشينگتن و بيمارستان ديگري در بالتيمور پخش شوند. معلوم شد كه پخش موسيقي، روي فشار خون، ضربان قلب، تنفس و تنش‎هاي عضلاتي تأثير آرام‎بخش دارد. پخش موسيقي، به افزايش خواب بيماران كمك مي‎كرد و از شدت اضطراب و افسردگي آن‎ها مي‎‏كاست. 
موسيقي، روي احساس و انديشه ‎ي انسان تأثيراتي بر جاي مي‎‏گذارد كه از عهده ‎ي زبان و كلام ساخته نيست. موسيقي مي‎تواند دفاع‎هاي قدرت‎مند احساس را درهم فرو ريخته و ابراز احساسات را ميسر سازد. به همين دليل، روان‎شناسان و روان‎پزشكان براي تخليه ‎ي بسياري از هيجانات پنهان هم چون خشم، از موسيقي استفاده مي‎كنند.
ترديدي نيست كه موسيقي، روي احساسات در سطح هشيار و ناهشيار تأثير فراوان دارد. انواع مختلف موسيقي، مي‎تواند روي برافروختگي و نيز آرامش انسان تأثير گذارد. در جريان يك بررسي و به منظور ارزيابي رابطه ميان انواع موسيقي، انتخاب موسيقي و لذت و شادي و حالات آرميدگي، والري استراتون و آنتوني زالانوسكي (1984) به اين نتيجه رسيدند كه يك موسيقي خاص روي همه ‎ي اشخاص توليد آرميدگي نمي‎كند، بلكه ميزان علاقه ‎‎ي اشخاص به موسيقي انتخاب شده، در ايجاد آرميدگي مؤثر است. در جريان يك بررسي ديگر، ويليام ديويس و ميشل توت (1989) بر آن شدند كه ببينند در نظر اشخاص مختلف كدام موسيقي آرامش بخش ارزيابي مي‎شود. در اين بررسي مشخص گرديد كه نواهاي مختلف، روي اشخاص مختلف، اثرات متفاوت بر جاي مي‎گذارد.


خروج

ده دلیل بر اساس مغز ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1395/07/26

متن مقاله : ده دلیل بر اساس مغز برای اینکه چرا موسیقی‌درمانی مفید است(بخش دوم) | تاریخ ثبت : 1395/07/26

6. موسیقی مهارت‌های توجه ما را بهبود می‌بخشد. زمانی که با یک کودک چهارساله در بیمارستان کار می‌کردم. خواهران دوقلوی ده‌ماهه او برای ملاقات آمده و با مادربزرگشان روی تخت بازی می‌کردند. به‌محض اینکه من شروع به آواز خواندن برای خواهر بزرگ‌ترشان کردم، دوقلوها دست از بازی کشیده و حدود سه دقیقه به من خیره شدند. حتی از سنین پایین موسیقی می‌تواند توجه ما را جلب کند. این امر به درمانگر اجازه می‌دهد توجه افراد را متمرکز کند و اهداف کنترلی را برانگیزد؛ دو نیاز اساسی که همه ما برای موفقیت به آن نیاز داریم.

7. موسیقی از مدارهای عصبی مشترک با سخن گفتن استفاده می‌کند. گوش دادن یا خواند همراه موسیقی از مدارهای عصبی مشترک در حین حرف زدن استفاده می‌کند. موسیقی‌درمانگرها می‌توانند از ین توانایی استفاده کرده و به کودکانی با مشکل برقراری ارتباط و یا افراد دچار سکته مغزی کمک کنند تا دوباره قدرت تکلم را به دست آورند.

8. موسیقی یادگیری را افزایش می‌دهد. آیا به خاطر دارید حروف الفبا را چگونه یاد گرفتید؟ با کمک موسیقی! ساختار طبیعی و احساسی ما برای موسیقی آن را تبدیل به یک ابزار ساده برای آموزش مفاهیم، ایده‌ها، و اطلاعات می‌کند. موسیقی یک دستگاه حافظه مؤثر است و می‌توان اطلاعات را "برچسب" زده و نه‌تنها یادگیری آن را آسان می‌کند بلکه به خاطر آوردن آن را نیز آسان می‌سازد.

9. موسیقی حافظه ما را تحریک می‌کند. تابه‌حال شده است در حین رانندگی به رادیو گوش دهید و با شنیدن یک آهنگ ناگهان بخش خاصی از زندگی خود و یا فرد خاصی را به خاطر آورید؟ موسیقی نیز مانند حس بویایی به نحو قدرتمندی حافظه ما را تحریک می‌کند. موسیقی‌درمانگرهایی که با افراد مسن کار می‌کنند، داستان‌های بی‌شماری را تعریف می‌کنند که چگونه یک موزیک باعث به خاطر آوردن و بازگرداندن بخش‌هایی از حافظه بیمارانشان شده است.

10. موسیقی یک تجربه اجتماعی است. نیاکان ما از طریق داستان‌ها و آوازها، دانش خود را منتقل می‌کردند. حتی امروزه بسیاری از تجربیات موسیقی با یک گروه مشترک هستند، چه یک گروه موسیقی باشند یا یک کلاس موسیقی ابتدایی یا یک موسیقی در یک رستوران و یا آواز در کلیسا باشد. موسیقی کار درمانگر در ایجاد ساختار و فرایند گروه را تسهیل می‌کند.


خروج

سازهای باستانی ایران ...

دسته بندی : سازشناسی

تاریخ ثبت : 1395/07/26

متن مقاله : سازهای باستانی ایران از آغاز تا هخامنشیان | تاریخ ثبت : 1395/07/26

مهم‌ترین اسناد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته‌های باستان‌شناسی بوده است. بدیهی است چون پهنه فرهنگی  ایران قدیم بسی فراتر از جغرافیای فعلی ایران بوده ، کاوش‌های باستان‌شناسی در سرزمین‌های پیرامونی کنونی ایران نیز در تکمیل تحقیقات سازشناسی باستانی ایران نقش مهمی ایفا کرده است. به‌طوری‌که تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران ، قبل از دست آوردهای این کاوش‌ها، با تکیه بر اشاراتی که در متون کهن تاریخی دراین‌باره وجود داشته است، از دوره هخامنشی عقب‌تر نمی‌رفته است؛ نظیر آنچه در آثار هرودوت و  گزنوفون مورخان یونانی وجود دارد و در آن توضیحاتی درباره حضور موسیقی در دوران هخامنشی داده‌شده است. اما امروزه یافته‌های باستان‌شناسی گواهی می‌دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره‌های قبل‌تر از تاریخ هخامنشیان  و به دوران تمدن عیلامی و حوزه‌های تمدنی کوچک‌تر در  فلات ایران بازمی‌گردد. به‌گونه‌ای که امروزه نقش‌های مانده از سازها و نوازندگان موسیقی در دوران باستانی تمدن ایرانی، قدمتی بیش از هفت هزار سال یافته‌اند.

 در حفاری‌های تل جری فارس در نزدیکی تخت جمشید ،ظرف سفالی ویژه‌ای به‌دست‌آمده است که می‌تواند کاربرد عود سوز  در یک مراسم آیینی را داشته باشد. نقش روی این ظرف که هم‌اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود،گروهی از مردان عریان را نشان می‌دهد که درحالی‌که نیم‌خیز هستند، در لبه دوار ظرف سفالی،حلقه‌ای را تشکیل داده‌اند و هر مرد دست بر شانه مرد روبرو گذاشته است.این ظرف متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد است.

اما غیر از نمونه‌هایی ازاین‌دست که در حفاری‌های تپه‌های باستانی سیلک،تل جری،چشمه‌علی و ... به‌دست‌آمده و نمایانگر برخی آیین‌های باستانی است که در آن رقص و موسیقی با  اشکالی از فرم‌های رقص‌های گروهی وجود دارد، نقش ساز در آثار به‌دست‌آمده ، مشخصا از دوران عیلامی آغازشده است.

مهم‌ترین سند به‌دست‌آمده از این دوران، مربوط به تپه باستانی جغامیش در چهل کیلومتری جنوب شرقی دزفول است. تپه‌ای که چندین دوره تمدنی شامل دورانی قبل از عیلامی‌ها تا دوره ساسانی را در لایه‌های متعدد خویش محفوظ داشته و در این دوره چند هزارساله، اسناد باارزشی از تاریخ تمدن ایرانیان را بازگو کرده است. در کاوش‌هایی که از سال 1961 تا 1966 توسط مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو انجام گرفت،مُهری به دست آمد که یکی از سندهای مهم تاریخ تکامل موسیقی در تمدن انسان به شمار می‌رود.این مهر توسط دو باستان‌شناس از دانشگاه شیکاگو بهنام‌های پی ناس دلوگاس(19751901pinhas delougaz   ) و هلن کانتور(19931919Helene Kantor ) کشف و در گزارش کاوش آنها معرفی شد . در این گزارش آمده است: «این تصاویر با توجه به ارزشی که ازنظر هنری و آگاهی ما نسبت به زندگی این دوران دارند از ارزش‌های والایی برخوردارند  و به‌راستی نخستین یافته‌های بشری هستند که ارزش جهانی دارند. یکی از این نمونه‌ها ، نخستین سندی است که بشر از موسیقی به شکل سازمان‌یافته دارد. در این تصویر گروهی نوازنده نشان داده می‌شوند که در حقیقت پیشرو و نخستین شکل ارکسترهای امروزی را مجسم می‌کند. در این تصویر چنگ بزرگی مشاهده می‌شود که در پشت سر آن نیمرخ نوازنده‌ای در حال زانو زدن دیده می‌شود. فرد دیگری با دست‌های باز در حال طبل زدن به چشم می‌خورد. نوازنده سوم دو آلت شاخ مانند در دست دارد که نشان می‌دهد نوازنده در حال نواختن ساز بادی است که احتمالاً بوق است و آن دیگری که در دست دارد ظاهراً نواختنش متفاوت است. نفر چهارم خواننده را در حال آواز خواندن نشان می‌دهد که دستش را زیر گوشش نهاده، این حالت در آوازخوانی مصر باستان مشاهده می‌شود. این شیوه آوازخوانی هنوز در خاورمیانه متداول است. بنابراین در این تصویر ارکستری را مشاهده می‌کنیم که سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای را در بردارد و خواننده با آن‌ها همکاری می‌کند. اما این ارکستر گوشه‌ای از صحنه اصلی را نشان می‌دهد و نوازندگان به‌جز طبل‌زن همه به سمت راست چرخیده‌اند. در برابر ،مردی مشاهده می‌شود که روی بالشی نشسته و میزی در جلویش قرار دارد که روی آن خوراکی‌های گوناگون چیده شده است و خدمتکار در حال پذیرایی از اوست. می‌توان چنین پنداشت که این تصویر صحنه‌ای را نشان می‌دهد که به مراسم مذهبی بستگی دارد.»(Delouoaz-kantor: 1996)

وجود چنین سندی در میان آثار به‌جای مانده از ایران باستان ، برریشه‌های تمدن باستانی موسیقی  ایران صحه می‌گذارد. بااین‌حال چندان روشن نیست که تمدن موجود در تپه چغامیش را باید جزئی از تمدن‌های شناخته‌شده منطقه دانست یا گنجینه به‌دست‌آمده از آن، گویای یکی از تمدن‌های کهن ناشناخته ایران باستان است. هلن کانتور درباره کاوش‌های چغامیش در موزه ایران باستان و در سال 1351  سخنرانی‌ای با عنوان« شهری در سپیده‌دم تاریخ » ایراد کرده و در آن به این مطلب اشاره‌کرده  است : « در این تپه این واقعیت نهفته است که از هفتمین هزاره پیش از عصر جدید تا شکوفایی کامل تمدن شوش فرهنگ‌هایی در این منطقه بی‌وقفه جانشین یکدیگر بوده‌اند.از قاعده تا راس این تپه 15 لایه روی‌هم قرارگرفته است .بر خاک زرین آثاری از فرهنگ و تمدن و مدنیت در 9 هزار سال پیش به چشم می‌خورد این انسان‌ها چگونه می‌زیسته‌اند ؟ درباره اینان نمی‌توان گفت عیلامی بوده‌اند. مردم این شهر کوچک 7 هزار سال قبل از میلاد از کشاورزی و دام‌پروری گذران می‌کردند.»(افشار: 17:1373) وجود چنین تمدنی بی‌شک بیانگر تمدن‌هایی مشابه و هم‌زمان در فلات ایران  بوده  و می‌تواند گواهی به وجود و بر اهمیت موسیقی در این پهنه وسیع باشد.

از تمدن عیلامی همچنین نقش برجسته‌ای در آثار باقی‌مانده از «کول نارسینا » یا« فره »(فرح؟) به‌دست‌آمده است که چند ساز باستانی ایران را نشان می‌دهد.کول در زبان محلی به معنای تنگه است. نارسینا که به «کول فرعون» هم معروف است در  شمال شهرستان ایذه و منطقه موسوم به«مالمیر» قرار دارد و در آن مجموعا 6 سنگ‌نگاره بر روی یک فرورفتگی در بخش کوهستانی منطقه  قابل‌مشاهده است که به عقیده برخی باستان شناسان ، بقایای پرستشگاه  و یک مکان مذهبی بوده است. (کام بخش فرد:1380)

رومن گیرشمن (۱۸۹۵-۱۹۷۹Roman Ghirshman ) باستان‌شناس مشهور فرانسوی که سرپرست کاوش در منطقه خوزستان و تمدن عیلامی بود، در دهه 40 این دره را مورد کاوش قرار داده است.او نیز برریشه‌های مذهبی کول فره تاکید می‌کند. متن موجود در کنار این تصاویر گواهی می‌دهد که این مراسم در حضور پادشاه برگزار می‌شده و می‌تواند صحنه‌هایی از دربار و قربانی حیوانات نزد حاکم عیلام باشد. بخصوص آنکه متن میخی موجود در یکی از  الواح، از زبان حاکم عیلامی است:«من هانی پسر تاهی هی حاکم آیاپیر هستم. من مجسمه‌ام را در اینجا بر پا داشته‌ام پس‌ازآنکه رب‌النوع سراپا مسلح تیروتور خدای منطقه سیل هیته حمایتش را بر من ارزانی کرده بود ». (صراف: 1372)  در این لوح بزرگ که سمت چپ دره با نام لوح شماره یک نام‌گذاری شده ، یکی از مهم‌ترین اسناد مربوط به سازهای باستانی نقش بسته است ؛  دو نوع از چنگ های باستانی و یکی از سازهای کوبه ای آن دوران در این نقش مشاهده می‌شود. دسته سه نفره نوازندگان،دو گاو و  بزی در حالی قربانی شدن،‌ سه قوچ وحشی قربانی شده و سه کاهن، نقشهای مانده بر روی لوح شماره یک است که در ارتفاع دره قرار دارد. شاه هانی یکی از حاکمان مستقل آیاپیر که همزمان با شوتروک نهونته دوم پادشاه عیلام در سال 2700 پ م بوده ،در مرکز نقش قرار دارد و به شکل بارزی بزرگتر از سایر نقوش مردان دیگر صحنه است. پیشوایان مذهبی در حال تقدیم قربانی (قوچ)دیده می شوند و بالای سر آنها سه نوازنده عیلامی وجود دارد که دو تن از آنها مشغول نواختن ساز چنگ هستند و نفر سوم سازی شبیه دایره می نوازد. نوازندگان جملگی لباسهای بلند و رسمی پوشیده اند. می توان تصور کرد که این تصویر نقشی از یک مراسم رسمی بوده است. به همین دلیل می توان گفت در مراسم های رسمی عیلامیها، ادوات موسیقی حضور متداول و مهم داشته است . وجود نام نوازندگان این مراسم در متن کتیبه شماره یک این نقش بر این مدعا تاکید می‌کند: از نوازنده چنگ با نام سونکیر(sunkir)، نوازنده فلوت با نام سونکیرشو(Sunkir-shu) و یک نوازنده  چنگ که نامش تخریب شده ، در متن کتیبه یاد شده است(صراف 1387:34) «لوئی واندنبرگ» باستان شناس نامداری که  در سال 1978 میلادی هیات باستان‌شناسی بلژیکی را در کاوش  های پشت کوه لرستان سرپرستی می کرد، در کتاب «باستان‌شناسی ایران» این نقش حجاری شده تمدن عیلامی و وجود سازها در آن را تفسیر کرده است .( وان دن برگ :1345)  با این حال برخی مفسران، این نقش حجاری شده تمدن عیلامی را مربوط به شکارگاه سلطنتی دانسته اند.(لاورگرن: 2003) این تفسیر نیز می‌تواند محتمل باشد، چرا که سنت حضور نوازندگان ویژه درباری در شکارگاه های سلطنتی، تا دوره قاجار در ایران، پا برجا بوده و عکس هایی از آن در آلبوم خانه کاخ گلستان، باقی مانده است.

چنگ های موجود در نقش نگاره «کول فرح » از دوخانواده سازهای زهی مضرابی دوره عیلامی هستند. تفاوت این چنگ ها در قرارگیری محفظه صوتی آن دواست که یکی در پایین و دیگری در بالا قراردارد.

فارمر از این ساز با نام «ون» یاد کرده است. «ون» با فتحه، نام درخت زبان گنجشک و در زبان پهلوی ون یا وون است. وجه تسمیه اطلاق ون به چنگ باستانی عیلام،به جنس بدنه ساز مربوط می‌شود که از چوب این درخت تهیه می‌شده است. این واژه  در عربی به صورت وَن یا صنج وجنک درآمده است (بینش:۱۹:۱۳۷۸) درطاق بستان نیز نقش نگاره های سنگی باقی مانده از دوره ساسانی حاوی تصاویری از همین چند نمونه متفاوت چنگ در ایران باستان است. تفاوت میان این دو چنگ که می توانند به چنگ قوسی و چنگ زاویه ای تقسیم بندی شوند، در ارتباط میان محور جعبه صوتی با دسته حامل سیستم کوک است. درچنگ قوسی این دسته در امتداد محور جعبه است، حال اینکه در چنگ زاویه ای، دسته عمود برجعبه صوتی قرار می گیرد. جعبه صوتی محفظه ای چوبی بوده که در سمت اتصال به تارهای چنگ، به وسیله پوست حیوانات و یا قطعه چوب مشبک پوشیده  می‌شده است تا طنین حاصل از ارتعاش تارها را تقویت کند. تفاوت عمده چنگ عیلامی با چنگ بین النهرین، در کوچکی چنگ عیلامی در تمدن ایران باستان است که اندازه ای در حدود نصف چنگ بین النهرین دارد. (لاورگرن: 2003) درمیان مجسمه های سفالی کشف شده از تمدن عیلامی نیز، چندین تندیس سفالی قالبی وجود دارد که نوازنده هایی را درحال نواختی عود دسته بلند نشان می‌دهد. چند نمونه منحصر به فرد از این نوع تندیس در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود و از ۲۴تا۳۱شماره گذاری شده است. درمجسمه شماره ۲۴، ساعد نوازنده عمود بر بدن و دسته ساز کمی متمایل به بالا است. در این مجسمه ساعد کاملاً از زیر کاسه عبور کرده و محل مضراب در انتهای محدوده یک پنجم دسته قرار گرفته است. کاسه طنینی ساز، بسیار کوچک و دسته ساز به نسبت آن بسیار بلند است.

 در مجسمه شماره ۲۶،کاسه ساز کمی بزرگترشده و دسته نسبت کم تری با کاسه یافته است. ساعد هم عمود بر بدن نیست و زاویه ای حدود ۳۰درجه پیدا کرده است. ساعد گرچه از زیر کاسه رد شده ،اما محل مضراب (مضراب خور)، به کاسه طنینی نزدیک تر است.

آنچه که این مجسمه را منحصر به فرد می‌کند، تشابه آن با تنبورهای خراسانی و سنت بستن کلاف ابریشم در بالای دسته است.سنتی که در این تندیس نیز دیده می‌شود. بر این اساس می توان احتمال داد که جنس وتر این سازه ها، ابریشم بوده است.سستی وتر ابریشم واحتمال پاره شدن مکرر وتر، باعث می شد تا وترها به کلافی برسند که همواره در بالای دسته آویزان بوده اند. در ایران و آسیای میانه، سازهای زهی مضرابی که با دست یا مضراب نواخته می شوند و از خانواده لوط ها هستند، عمدتاً‌ وترهایی از جنس روده و کمتر از جنس ابریشم داشته اند و امروزه عموماً‌ جای خود را به سیم های فلزی داده است. با این حال بستن کلاف های تزیینی و آویزهای پارچه ای و یا (گرچه به ندرت) طلسمات و تعویضات در بالای دسته،سنتی است که تا امروز ادامه یافته است و می‌تواند در این تندیس نیز چنین کارکردی داشته باشد.

تندیس شماره ۲۷مردی برهنه است که لوط دسته بندی را دردست دارد.ساعد او عمود بربدن قرارگرفته و انگشتانش از زیر کاسه، متمایل به محل مضراب شده است. دسته ساز نیز با زاویه ای حدود ۳۰درجه به سمت بالا متمایل است. این مجسمه مربوط به اواسط هزاره دوم پیش از میلاد است.

مجسمه بعدی که با شماره ۳۰در ویترین نگهداری اشیاء ایرانی در موزه لوور نگهداری می‌شود، مرد عیلامی است. ساز دست او، کاسه طنینی کوچک‌تری دارد. زاویه دسته کمتر است و ساعد کاملاً‌ از زیر کاسه عبور کرده و دست جلوتر از کاسه طنینی قرارگرفته و به نظر چیزی شبیه مضراب در دست گرفته است.

از این دوران، مجسمه سفالی دیگری  در موزه آبگینه تهران نگهداری می‌شود که به شماره ۶۵۹ -س ثبت شده است. پیکرسفالی یاد شده ، یک زن نوازنده است و به اواسط هزاره دوم قبل از میلاد تعلق دارد. این تندیس از منطقه جنوب غربی ایران کشف شده واز دوران عیلام میانی به جای مانده است. ساز در این پیکره عمود بر بدن و به صورت افقی کامل قرار دارد. و لوط دارای دسته کوتاهتری است.

وجود تندیس سفالی از نوازنده زن، نشان دهنده موقعیت عام و همه گیر موسیقی، بدون تمایز جنسی و نیز جایگاه زنان تمدن عیلامی نیز هست. این مجموعه تندیس که جملگی سفالی قالبی هستند، می‌تواند کارکردهای مذهبی عمومی داشته باشد. تولید انبوه و تعداد اشکالی که  دارند، آنها  را بدل به یک شی عمومی با کارکرد های شبیه به اشیای متداول در آیین ها کرده است.

از دوران عیلامی پایانی  نیز مجموعه ای از زنگوله ها و زنگ هایی باقی مانده که کارکردهای متعددی ازجمله گردن آویز دام ها و ابزار تفریج کودکان داشته است. نظیر زنگ مفرغی زیویه کردستان متعلق به هزاره یکم پیش از میلاد ویا زنگوله های مفرغی خوردین تهران و لکورز گیلان متعلق به همین دوران.به نظر می رسد زنگوله های تزیینی عمارلو و مارلیک گیلان ، که عموماً به شکل قفس و پرنده هستند از نظر تزیینات و ظرافت و تاکید بر جزئیات، کارکردی متفاوت از گردن آویز دام و تفریح کودکان در زنگوله های سایر نقاط داشته است.

در تمدن عیلامی ، سازهای زهی مضرابی کارکردهای رسمی داشته اند. در این میان حضور چنگ در نقش‌هایی که از حضور شخص اول و مقام پادشاه باقی مانده، محسوس و معنا دار است. به این اعتبار می توان چنگ را ساز رسمی دربار پادشاهی ایران در ایران باستان قلمداد کرد.موقعیتی که تا پایان دوران ساسانی نیز محفوظ مانده است. در برابر چنگ به عنوان ساز رسمی آیین‌های درباری،به نظر می سد لوط دسته بلند کارکردهای مذهبی و آیینی داشته است.


خروج

مزایای موسیقی برای ک ...

دسته بندی : مقالات علمی

تاریخ ثبت : 1395/07/26

متن مقاله : مزایای موسیقی برای کودکان | تاریخ ثبت : 1395/07/26

آواز و موسیقی نقش مهمی در فرهنگ ما دارند. شما موسیقی را در هر جنبه از زندگی خود می‌بینید: تئاتر، تلویزیون، فیلم‌ها، عبادت، تعطیلات و جشن‌ها، و مراسم نظامی دولتی. اما هیچ‌کدام از آن‌ها به‌اندازه اینکه ما چطور در رابطه با فرزندانمان از موسیقی استفاده می‌کنیم، مهم نیست. از زمان تولد والدین به‌طور غریزی از موسیقی برای آرام کردن کودک، ابراز علاقه، و تعامل استفاده می‌کنند. والدین می‌توانند  با یادگیری اینکه چگونه موسیقی می‌تواند بر پیشرفت و بهبود مهارت‌های اجتماعی کودک اثر بگذارد، این حس غریزی را بسازند.

مزایای موسیقی

موسیقی تمام زمینه‌های پیشرفت کودک را فعال می‌کند: فکری، اجتماعی و احساسی،حرکتی، زبان، و سواد کلی. موسیقی به بدن و مغز کمک می‌کند تا با یکدیگر کار کنند.در معرض موسیقی بودن در دوران اولیه پیشرفت به آن‌ها کمک می‌کند صدا و معنی کلمات را بهتر بفهمند. رقصیدن با موسیقی به مهارت‌های حرکتی کودکان کمک می‌کند و به آن‌ها اجازه می‌دهد خود را ابراز کنند. برای کودکان و بزرگ‌سالان، موسیقی به تقویت حافظه کمک می‌کند.

علاوه بر سایر مزایای موسیقی، شادی‌بخش نیز هست. به گوش دادن یک موزیک خوب از رادیوی ماشین درحالی‌که پنجره باز است فکر کنید. این حس خوب شادی‌بخش است.

موسیقی کودکان و یادگیری اجتماعی

برای کودکان نوپا و پیش‌دبستانی، ساخت موسیقی می‌تواند یک تجربه اجتماعی پویا باشد. در ساخت موسیقی با یکدیگر، کودکان یاد می‌گیرند به‌عنوان یک تیم کار کنند درحالی‌که هرکدام به روش خود عمل می‌کنند. در همان زمان، موسیقی به کودکان کمک می‌کند بفهمند که با همکاری می‌توانند کاری بزرگ‌تر از انفرادی انجام دهند.

سایر مزایای موسیقی برای کودکان شامل همکاری، اشتراک‌گذاری، سازش، خلاقیت، و تمرکز هستند که با ورود به مدرسه این ویژگی‌ها بسیار مفید و گران‌بها خواهند بود زیرا با چالش روبرو خواهند شد و شروع به شکل‌دهی گروه‌های دوستی و توسعه مهارت‌های اجتماعی می‌کنند.


خروج